تبليغاتX
خاطرات من, شاسخین و زن داییش











خاطرات من, شاسخین و زن داییش

پیشی بیا تو زندگی ویسه فضولی کنیم
دیگه واقعا بزرگ شدم...
تا حالا فکر نمیکردم انقدر درگیر کارم بشم که حتی وقت نکنم یه اپ کوچولو کنم.دیگه انقدر سرم شلوغ شده که حتی زن دایی شاسخین هم واسه دیدن من باید وقت بگیره چه برسه به بچه ها!!!انقدر دلم تنگ شده واشه مسخره بازیهای من و سپیده

چه میشه کرد منم بزرگ شدم میرم سرکار پول در میارم الکی خرجشون میکنم یا به قول معروف دودشون میکنم میدم هوا  اخر ماه هیچی واسم نمیمونه و منتظر میشم تا بیست و نهم بشه تا بهم دوباره حقوق بدن و باز الکی خرجشون کنم

زن دایی شاسخین : دودشون میکنی!!! وااای خاک تو سرم .نیگا فقط چند ماه ازت غافل شدم! هنوز هیچی نشده معتاد شدی

ویسه : این فقط یه ضرب المثله

زن دایی شاسخین : گمشو معتاد ,ظالم , میکروب ,باکتری , ...

ويسه :

اين رو ولش كنين .به خدا هزار بار تا حالا به خودم قول دادم پولها رو جمع کنم ولی نمیدونم چرا نمیشه

به قول یکی!!! : تو و شیطون دستتون تو یه کاسه هست

شایدم راست بگه چون کم کم داره باورم میشه که من و شیطون یه سر و سری باهم داریم

شاسخین : مامان یعنی به همین زودی بابا رو فراموش کردی

ویسه : تو هم با اون بابات!!!

جونم واستون بگه که ازبس از ۸ تا ۶ غروب تو شرکت نشستیم و گفتیم و خندیدیم شدیم عین خرس.دور از جون من .زن دایی شاسخین هم یکم چاق شد این چند وقت از دوری من. تصمیم گرفتیم از این به بعد هفته ای ۳ روز شبها بریم توی حیاط یا توی پارک ورزش کنیم فکرشو بکنین من بخوام در کنار زن دایی شاسخین ass hole توي پارک بدوم!!!

جلسه اول ورزش رو این خانم دو در کرد و رفت بیرون و منو تنها در کوچه پس کوچه های زندگی ....

بی خیال ادامه ندم بهتره . امیدوارم دیگه فهمیده باشین اصل ماجرا رو . میدونم چیز خاصی در موردش نگفتم ولی چون میدونم همتون  IQ بالا هستين زود میگیرین فقط واسه اون دسته از افراد مثل زن دایی شاسخین که IQ سرش نميشه يه بار دیگه میگم :

شاید از این به بعد دیر به دیر اپ کنم ولی تورو خدا منو تنها نذارین

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
بزرگترین سایت موسیقی خارجی