تبليغاتX
خاطرات من, شاسخین و زن داییش











خاطرات من, شاسخین و زن داییش

پیشی بیا تو زندگی ویسه فضولی کنیم
پایان هفت سکانس

سکانس ششم

(این یک سکانس اعترافی است)

می خواهم به یک حقیفت اعتراف کنم:تمام این شش سکانس را برای این نوشتم که تو بخوانی !!!هیچ چیز در دنیا ارزش دوستی خوب و خالص را ندارد .هیچ چیز!نه پول نه شهرت نه هیچ چیز دیگر.....

 

سکانس هفتم

من قدر تو را می دانم دوست خوبم   .اگر دوست داشتی تو هم قدر مرا بدان  .مطمئن باش چیزی از دست نمی دهی اگر قدرم را بدانی(کاملامطئن باش!).....دوستت دارم دوست خودخواه و خوب من!!!

دوستت دارم فقط همین

خوب این هفت سکانس هم تموم شد.ممنون از اینکه یه مدت سرکار بودین و سکانسهای kevin رو دنبال میکردینالبته یه خبر خیلی خوب براتون دارم که هشت سکانس kevin (همون شاسخینم) در راهه .پس منتظر باشین!!!

نظر یادتون نره که اگه ندی شاسخین قاطی میکنه

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
سکانسهای شاسخین (kevin)

((هفت سکانس))

 

 

سکانس اول

 

(کمی و فقط کمی چشم هایم  عصبانی هستند)

من این سکانس را دارم برای خودم می نویسم!لطفا"تو نخوان!احساساتم تصمیم گرفته اند دیگر با ادم خودخواهی مثل تو کاری نداشته باشند!تمام!

 

 

سکانس دوم

(سکانس ها هم می تواننداخرالزمانی باشند)

درخت پشت پنجره اشنا "بیشترازتودرکم می کند.واقعابرایت متاسفم که یک درخت بیشترازتودرکم میکند!فکرمیکنم اخرالزمان شده است!درخت ها از ادم ها دوست تر شده اند!

 

سکانس سوم

 

امروز می خواهم چندتاحقیقت(منظورم از چندتا دوتا است)را فقط برای خودم بازگو کنم.فقط برای خودم! لطفاتونخوان!همه ادم بزرگ هابچه های کوچکی هستندکه ناخواسته بزرگ نامیده می شوند به همین راحتی!من هم یک کودک هستم   که بدون این که جرمی مرتکب شوم مرا ادم بزرگ می نامند و تو هم از این موضوع  سوءاستفاده  می کنی!تواز این موضوع سوءاستفاده می کنی و بامن مثل یک   کوه  برخورد می کنی.

من توان تحمل نا مهربانی های بی توجیه و غیرمتعارف تو را ندارم.خب....

چون تو را مخاطب قرار داده ام می توانی یک کم از این نوشته ها را بخوانی!

 

سکانس چهارم

 

(سکانس سوم پر بودازسکانس اول)

من نمی دانم تو چند تا دوست داری و دوستانت چقدر دوستت دارند.اما این را می دانم که هچ کدامشان مثل من نیستند!من دوست خیلی خوبی برای تو هستم! یک دوست خیلی خوب!(لطفا حرف هایم را کاملا باور کن.متشکرم.

اما......فکر میکنم که تو داری دوستی مرا از دست می دهی!  فکر می کنم البته!درخت پشت پنجره اشنا به این موضوع ایمان دارد   اما من نمی خواهم زیره بار این موضوع بروم.

اخر دوستی با تو برای من بسیار بسیار مهم است.

 

سکانس پنجم

 

تو با من سر ناسازگاری گذاشته ای شدید!و من صبور شده ام عجیب!با حرف هایت دل ثانیه ها را می شکنی چه برسد به دل من!ببین!

گوش کن!من دارم سعی می کنم ارام ارام به تو نزدیک شوم و تو داری اهسته اهسته مرا از دست می دهی.....اهسته اهسته.

 

 

منتظر 2 سکانس اخر شاسخین یا همون kevin باشین

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
مامانه شاسخین از دست رفت!!!

در نااميدي بسي اميد است تلويزيون ما سياه و سفيد است-----------------------------

  توانا بودهر که با ما بود در ايران امروز ملا بود -----------------------------

 چو عضوي به درد آوردروزگار زخنده دگر عضوها بي قرار -------------------------

خدا گر ببندد ز حکمت دري ز رحمت زند قفل محکمتري ------------------------

تو نيکي ميکن و در دجله انداز خودم شيرجه ميرم درش ميارم --------------------


این چند روزه حسابی حالم گرفته , از بس با خدا درد دل کردم فکر کنم ایندفعه دیگه بزنه تو ملاجم.دیگه عمو امیر شاسخینم از دستش کاری بر نمیاد  فکر کنم خل شدم حسابی  کم مونده مامانم منو از خونه بیرون کنه


شبها هم خوابم نمیبره دیشب هرچی گوسفند تو این دنیا بود شمردم  ولی اخرش باز 4 صبح خوابیدماینم اخر عاقبت تا صبح پای نت نشستن

 

 1هفته هست کلاسهای دانشگاه شرو شده یکی نیست بیاد منو ببره دانشگاه؟   هااااااااااااااا !!!      چی!!!!!!!!!!        بلند تر بگو!!!!!!!!         اها نیست!؟!؟

 

 كاشكي علم انقدر پيشرفت كرده بود كه از همين جا با بيل ميزدین تو ملاجم شاید خوب میشدم

 

سکانس سوم

 

امروز می خواهم چندتاحقیقت(منظورم از چندتا دوتا است)را فقط برای خودم بازگو کنم.فقط برای خودم! لطفاتونخوان!همه ادم بزرگ هابچه های کوچکی هستندکه ناخواسته بزرگ نامیده می شوند به همین راحتی!من هم یک کودک هستم که بدون این که جرمی مرتکب شوم مرا ادم بزرگ می نامند و تو هم از این موضوع  سوءاستفاده  می کنی!تواز این موضوع سوءاستفاده می کنی و بامن مثل یک کوه برخورد می کنی.

من توان تحمل نا مهربانی های بی توجیه و غیرمتعارف تو را ندارم.خب....

چون تو را مخاطب قرار داده ام می توانی یک کم از این نوشته ها را بخوانی

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
شاهکارهای زن دایی شاسخین

عزیزم تولدت مبارک هان!!! ... نه یعنی پیوندتان .... نه یعنی برد غرور آفرین تیم ... نه چیزه !!! ... ماه مبارک رمضان ... نه اصلاً ولش کن دوست دارم


بیوگرافی خاندان شاسخین :

شاسخین ( kevin ) ====> پشت کنکور ،

مامان شاسخین ( ویسه ) ====> 22 ساله ( خودتون تصور کنین کی بچه دار شده که این بچه الان داره برای کنکور می خونه )

دایی شاسخین ====> 12 سال از مامان شاسخین و 16 سال از خود شاسخین بزرگتره

زن دایی شاسخین ====> خودش که میگه 16 سالشه ولی من اینطوری فکر نمی کنم ( همون قضیه مخفی بودن سن خانمها )

مادر بزرگ شاسخین ====> خانم خیلی خوبیه ، فقط به نصف شب اومدن من و زن دایی شاسخین تو نت گیر می ده ( البته من و زن دایی شاسخین پوست کلفت تر از اونی هستیم که شما فکر می کنید )


چند شب پیش من و زن دایی شاسخین حوصله مون سر رفته بود و تصمیم گرفتیم یاد ایام کودکی کنیم و اسم فامیل بازی کنیم !!! تا حالا انجام دادی ؟ اصلاً می دونی چیه؟...

خوب بگذریم . ولی کاش بودین و شاهکارهای زن دایی شاسخین رو می دیدن ..من که از بس خندیدم به دل درد افتادم حالا واسه اینکه شما هم بی نصیب نمونین یه چشمه از شاهکارهای نیمه ادبی زن دایی جان رو بهتون نشون می دم

از اونجا که به خودمون خیلی مطمئن بودیم قرار گذاشتیم از حروفهای سخت شروع کنیم هرچند بمونه که برای هر حرفی 10 دقیقه وقت صرف می کردیم که نشانه هوش و ذکاوتمون بود حالا بریم سر شاهکارهای ادبی زن دایی جان :برای مثال حرف " گ "

نام : گرگعلی فامیل : گاوزن کلائی

حرف " ی "

میوه : یخمک میوه ای ( وقتی اعتراض می کردم . می گفت جر نزن توش میوه داره )

اشیاء : یو پی اس کامپیوتر

و از همه جالبتر حرف " ز " اشیاء : زبان عروسک ( خدا رو شکر که این عروسک رو خدا خلق کرد ؛ آخه هر چی که کم می آورد می چسبوند به این عروسک مادر مرده مثلاً " از چ چونه عروسک - از الف انگشت شصت پای عروسک جالب اینه که نوع انگشت عروسک رو هم مشخص می کنه )

حرف " ج "

میوه : جیگر ( حتماً از نوع میوه ایش )       اشیاء : جکوزی ( به نظر شما اگه این شی هست پس حمام و توالت هم شی می شن )

حرف " خ " اشیاء : خازن

حرف " چ" نام : چمن         فامیل : چمن زاده ( هر وقت کم می آورد یه زاده و نژاد به اسم اضافه می کرد می شد فامیلی )

حالا با توجه به این تعاریف جون شاسخین انصافاً ضریب هوش و سن ز ن دایی شاسخین رو حدس بزنید . ( به کسانی که درست حدس بزنند طی مراسمی هدایایی اهدا خواهد شد )

 

 سکانس دوم  

 

(سکانس ها هم می تواننداخرالزمانی باشند)

درخت پشت پنجره اشنا "بیشترازتودرکم می کند.واقعابرایت متاسفم که یک درخت بیشترازتودرکم میکند!فکرمیکنم اخرالزمان شده است!درخت ها از ادم ها دوست تر شده اند!

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
من و شاسخین

مهم این نیست که تو اَد لیست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اینه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشیم، باهم آرشیو زندگی رو دوره کنیم و با هم آف بشیم. امّا باید یادمون باشه پسورد دوستیمون رو جوری بسازیم که کسی نتونه هکمون کنه   .


عرض کنم خدمتتون که من پس از ۶ماه پرسه زدن تو کوچه پس کوچه های شهر یهویی پسرم kevin (یا همون شاسخین خودم) رو پسدا کردم!!!!!!!!!!!!!!! (البته نه تو خیابون)واااای حالا اشک شوق نریز کی بریز

حالا بگو بانی امر خیر کی بود زن دایی کوین!!!!! (زن داداشم).و اینکه چیجوری پیداش کرد دیگه فضولی موقوف!!!!


امروز خیلی کسل کننده بود البته مثل تمام روزها   . غروب هم انقدر سرد بود که منو مامان بزرگ kevin (پسرم رو میگم) قندیل بستیم تو خیابون . واااای فکرشو بکن  لپ و دماغم قرمز شده بود اگه kevin منو تو این وضع میدید امفکتوس میزد!!!!!

خلاصه شب منو پسرم kevin کلی با هم گپ زدیم (البته هیچ شباهتی به گپ نداشت.فقط کم مونده بود بکشیم همدیگه رو).

مساله اصلی سر انتخاب اسم بو که از kevin و شاسخین شرو شد و تا غضنفر و فرج هم ادامه داشت که البته به پایان هم نرسید چون من شاسخین دوس داشتم اون نداشت که اینجا یکمی گردو خاک به پا کردیم ولی چون  نکته غیر اخلاقی داره سانسور میکنم . نقطه اوج بحثمون همون شاسخین بود , الهی من فدای شاسخینم بشموااااای غلط کردم منو نکش

خوب دیگه از وقت خواب kevin  گذشته بودو گپ زدنو تموم کردیم (بچه بد خواب میشه در ضمن امشب  تلویزیون هم زیاد دیده بود ) باید یه لیوان شیره پاستوریزه بخوره!!! , یه کوچولو کتاب بخونه و بعدشم جیش بوس لالا.

بچه داری هم کار سخته ها ,ادم پیر میشه

اینم از کارهای شاسخین من و کوین خودشه

((هفت سکانس))

 

 

سکانس اول

 

(کمی و فقط کمی چشم هایم  عصبانی هستند)

من این سکانس را دارم برای خودم می نویسم!لطفا"تو نخوان!احساساتم تصمیم گرفته اند دیگر با ادم خودخواهی مثل تو کاری نداشته باشند!تمام!

****سکانس دوم ایشالا شب بعدی(پررو میشین)

 

__♥_____♥_♥_____♥___ __♥______♥______♥___ ___♥___Happy___♥____ _____♥_______♥______ _______♥___♥________ _________♥__________ _______♥___♥________ _____♥Valentine♥____ ___♥____Day____♥____ __♥______♥______♥___ __♥_____♥_♥_____♥___ ____♥♥♥_____♥♥♥_____

+نوشته شده در ساعتتوسط ویسه کوچولو |
بزرگترین سایت موسیقی خارجی